به وبلاگ گروه 7مهر خوش آمدید * لطفا در نظرسنجی وبلاگ شرکت کنید
اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS




تحلیل و بررسی موسیقی بختیاری از زبان شما

توسط:ح.کرمی ( از اوراد گل سرخ )

سلام به همه دوستان !

چند روز پیش دوستی به رسم سوغات دو کاست موسیقی ازشهرستان بروجن؛ استریو استقلال –همان جایی که معمولا کارهای آرشیوی بختیاری به وفور یافت می شود برایم ارمغان آورد . هر دو از کار های اولیه ملک مسعودی بود ونایاب . آنها را با اشتیاق تمام شنیدم .صدای جوانی استاد برایم بسیار دلنشین است . کیست که آن تحریر های مسلسل وار استاد را که منحصر به خود ایشان است را در مندیر شنیده باشد و دل و دین در نباخته باشد .ملک مسعودی خواننده ای است که هم صدای تربیت شده ای دارد و هم شعور موسیقایی بسیار بالا .او تربیت شده مکتب موسیقی اصفهان و استاد تاج اصفهانی است و توانایی و مهارت هنری اش بار ها اثبات شده است .البته این دو کار بر خلاف کارهای دیگر ایشان در حوزه موسیقی مقامی ؛ حتی موسیقی رسمی نیست .بلکه هر دو کار تماما مذهبی و آئینی است . من که تا این موقع نمی دانستم ملک مسعودی یک نوحه خوان و روضه خوان تمام عیار هم بوده . این را می دانم که موسیقی سنتی ما عمیقا ریشه در نواها و نغمه های عزاداری و روضه خوانی و موسیقی خاص تعزیه دارد . البته بگذریم از وضعیت امروزموسیقی عاشورایی و مداحانی که اغلب از طفیل موسیقی پاپ و بی ریشه روز به نام و نوایی رسیده اند و حقیقتا دامن این هنر اصیل و مردمی و درعین حال معنوی ما را با انواع بی حرمتی های شکلی و محتوایی لکه دار نموده اند . اما صدای ملکوتی ملک مسعودی آنگاه که با نواهای اصیل مذهبی در می آمیزد ، و گوشه ها و نغمه های فراموش شده را با ظرافت و استادی هر چه تمامتر به گوش جان شنونده می رساند مسحور کننده است . براستی هیچ کدام از این ملودی ها و سبک ها را در هیچ جای دیگری نمی توان شنید .

به عنوان مثال روضه حضرت زینب ایشان در آواز ابوعطا و گوشه خسرو و شیرین الحق شنیدنی است . این آواز را قبلا با صدای مرحوم قوامی بر روی شعری از سعدی و همنوازی استادان حسن کسایی و شهناز شنیده بودم و همواره شیفته این آواز بودم. روضه ملک مسعودیدر همین آواز با این بیت آغاز می شود : گلی گم گشته ام خواهر در این دشت / به خون آغشته ام خواهر در این دشت .و بسیار خوب از عهده بر آمده اند. اوج آواز زمانی است که این بیت را فریاد می کند : گل من گر تویی پس کو سر تو / چه شد انگشت و کو انگشتر تو . اگر کسی نداند ملک مسعودی یک خواننده حرف ای است از شنیدن همین چند قطعه آواز و نوحه در این کار به سبک فاخر و والای ایشان پی خواهد برد .
آنچه اما همچنان در این آواها جلب توجه می کند ، رنگ آمیزی کلی فضا است که با همخوانی سینه زنان و ریتم منظم سینه زنی با رنگ و بوی موسیقی بختیاری تا حدودی آغشته شده. هرچند تأثیر سبک نوحه خوانی بوشهر خصوصا مرحوم بخشو نیز تا حدی در این کار محسوس است . متأسفانه کیفیت ضبط کار چندان مطلوب نیست . وبعضی مواقع سینه زنان از عهده همراهی تام و تمام با نوحه خوان بر نیامده اند .


توسط:یک بختیاری ...

ضمن عذر خواهی از دوستان, چون به نظرم رسید مهرداد عزیز آنچنان که علاقمند و انتظار داشتم به محتوای عبارات مورد نظرم دقت لازم را نکرده ,ابتدا بخشهایی از مطالب پیشین و عباراتی را که(در پرانتز آورده ام)مهم بوده را مجددا .. تا شاید از باقی ماندن هرگونه سو تفاهم جلوگیری کرده باشم..ونکاتی را ارایه میکنم.

1-.. ("تفاوت ها") را با(" بالا و پایین ها") اشتباه نگیریم.. و هر چند که..
2- ..حقیر (چنین جایگاهی) را برای خود(هرگز قایل نیست) و(گاهی) به مدد برخی مطالعات و یافته ها از محضر بزرگان (جسارت نموده) و (صرفا) به (یادآوری)( اصول )می پردازد ,
3- ولی در هر صورت (اگر) ..,ضمن (غذرخواهی) ,علت ..(همان نو ع روش) حدس میزنم..و..( آماده ارایه توضیح بیشتر هستم).
4-اشاره من به اظهار فضل و مچ گیری( اشاره ای کلی و ایرادی روشی) بود,(نه آن اظهارات شما)..
و..برخی نکات:
1-نمیدانم چه کسی مستقیم یا غیر مستقیم گفته مهرداد عزیز علم نامتناهی دارد یا در مورد ایشان قضاوتی کرده که این دوست عزیز قصد تبری جستن و دفاع را دارد!؟...هرچند که قضاوت-به معنای نقد وبررسی- "نظرات و دید گاههای" دیگران -نه خود دیگران-الزاما نیازی به دیدن و شناختن مستقیم یا حتی غیر مستقیم ندارد.زیرا حتی اگر قضاوتی-نقد و بررسی- هم صورت میگیرد درمورد نظر شخص است نه خود شخص.
2-باز هم نمیدانم چه کسی در این مباحث ادعای "آخر انسانیت" را کرده ..و یا منظور از "اینگونه درسها" را متوجه نشدم..آیا واقعا اگر هر یک ما نقدی یا نظری در مورد دیدگاههای دیگری دارد, یا اصل یا اصول یا نکات یا اشکالاتی را-آنهم دوستانه,صادقانه و دلسوزانه- به دیگری متذکر یا یادآور میشود ,شخص منتقد ادعای" آخر انسانیت" بودن دارد و کاری که میکند "درس" دادن است و "بیخود"!! هم میکند؟و...آیا باید برای نقد یا حتی درس دادن به دیگران آخر انسانیت بود!؟و..آیا همه ما واقعا بی نیاز از نقد و تذکر و یادآوری و درس هستیم!؟..ادامه دارد

ادامه...
3-معتقد نیستم از دید هرکسی استادانش آخر علم اند و بسیار بزرگ...شخصا اساتید بسیاری داشتم که نه آخر علم بودند ونه حتی بزرگ...
4- اتفاقا یکی از درس هایی که من ازبرخی آموخته ام این است که وقتی مثلا در مورد یک هنرمندبحث میکنیم, پرداختن به محتوای آثارهنری اش و بررسی و گفتگو در مورد شیوه های نقد و همچنین بررسی آن اثار توسط دیگران- از جمله نحوه امتیاز دهی به آثار آن هنرمنداز طریق ستاره دادن که درواقع نوعی ارزش گذاری هنری برآن اثار تلقی میشود-بسیار و قاعدتا باید مهمتر باشد از اینکه وقت و توان خود را صرف این کنیم که مثلا آن هنرمند دقیقا در کجا - فلان شهر یا اطراف همان شهر -به دنیا آمده,آنهم در سرزمینی و قومی که سبک زندگی عشایری داشته وهویت و اصالتش بیشتر برمبنای فرهنگ و تاریخ بنا شده تا مرزهای جغرافیایی...
در مجموع باوجود اینکه قصد رنجش خاطر هیچ از دوستان را نداشتم ولی اگر سهوا چنین اتفاقی افتاده ضمن عذرخواهی مجدد بر ضرورت ورود به مسایل محتوایی تاکید مجدد میکنم.
و....مطلب ح.کرمی عزیز در مورد استاد علاالدین را نیز خواندم وبهره بسیار بردم و نکاتی نیز دارم که خواهم گفت.منتظر مطالب ایشان در مورد سایر هنر مندان و آثار هنری هستم.


توسط:مهرداد

اجازه بدهید من هم مثل شما فرصت توجیه داشته باشم
ابتدا گفته های آقای بختیاری
با وجود اینکه رنجش بنده بخاطر خودم نبود بلکه به خاطر خروج از خط اعتدال و عدم تحمل نظر-هر چند اشتباه- یکی از دوستان-که اتفاقا منهم مطمئن هستم آن نظر غلط بود- توسط دوست دیگری و در واقع اعترض به همین شیوه مچ گیری و اظهار فضل در نقد بود
و در تو جیه آن
با اینکه اصطلاح "اظهار فضل" را بنده به هیچ عنوان و برای وصف اظهارات هیچ یک از شما دوستان بکار نبردم ولی متوجه نشدم چرا من را نیز مشمول خطاب خود قرار دادید!؟...
بدون شرح!!!
من اداعایی ندارم و هیچ وقت هم نگفتم دارای علم نامتناهی هستم و فکر می کنم اگر کسی این ادعا را دارد دچار خود بزرگ بینی حاد است پس بهتر است ندیده و نشناخته در مورد دیگران قضاوت نکنیم(حتی اگر همدیگر را بشناسیم)
هیچ کس هم نمیتواند بگوید من بطور کلی آخر انسانیت هستم مگر پور سینا باشد
پس بهتر است بیخود به دیگران از اینگونه درس ها ندهیم

از دید هر کس استادانش آخر علم اند و بسیار بزرگ!!شاید از دید شما و آن استادان هم دستکاری در بیوگرافی افراد موضوعی فرعی و پرداختن به ستاره های کنار آلبوم ها موضوعی اصلی است اما از دید من اینگونه نیست
از نگاه من هم این بحث مختومه است و بهتر است بیخودی به هم گیر ندهیم


توسط:ح. کرمی(از اوراد گل سرخ )

با سلام خدمت همه دوستان !
حال که همه پذیرفتیم که فضای فعلی را تغییر داده به سمت پرداختن به اصل موضوع یعنی بررسی موسیقی بختیاری برویم ‘، مناسب دیدم مطلبی را که چند وقت پیش راجع به استاد علاءالدین و کار های اولیه اش نوشتم در معرض دید و نظر دوستان ارجمند قرار دهم .
بدون شک تا سالها نام مسعود بختیاری با موسیقی اصیل بختیاری همراه و توأم خواهد بود .او توانست به عنوان یک هنرمند آوازخوان قلمرو گسترده موسیقی بختیاری را تا افق های دوردست تری بگستراند .این ممکن نبود مگر با قدرت خلاقیت و نبوغ ذاتی او به همراه تربیت صحیح هنری و جد و جهد تمام نشدنی ایشان .
به نظر من سه عامل عمده در کسب این موفقیت بزرگ برای استاد علاء الدین و موسیقی بختیاری نقش اساسی داشته است . اول ؛ صدای دلنشین و تربیت شده استاد که بسی بیشتر از خواننده های پیش و پس از خود توانای اجرای انواع گوشه ها و مقام های موسیقی بختیاری را داشتند . علاوه بر اختصاصات ذاتی صدا و لحن و ویبراسیون خاص که صدای ایشان را ویژه و غیر قابل تقلید جلوه می داد ، تکنیک بالای ایشان و وقوف هنری بر ظرایف و غوامض موسیقی مقامی و فولکلوریک و درک بالای هنری ، قدرت مانور او را در اجرای انواع مقام ها و گوشه های موسیقی افزایش می داد .
عامل دوم ؛ شناخت بالای او از ظرفیت و پتانسیل موسیقی بختیاری و آشنایی با عادات و رسوم وفرهنگ ایلیاتی ، و راز و رمز زندگی عشایر و مهمتر از همه درک ذوق و زیبایی شناسی مردمان همتبار خود بود که امکان باز سازی و ابداع زیباترین و دلنشین ترین نغمه ها و آوا ها را در اختیار او می نهاد . در یک کلمه اوریشه پیوند خود را تا اعماق سرزمین و تاریخ ایل بزرگ خود دوانده بود و خود را یکی از همین مردمانی می دید که در بزم ها و رزم ها و عزا و سورشان نغمه سر می داد . او محققانه دست در انبان گذشته ها می کرد و آنچه از نظرش رنگ اصالت و ماندگاری داشت بیرون می کشید و در کارخانه ذوق و خلاقیت خود می پرورد و متناسب با رنگ و فرهنگ زمانه بسی دلنشین تر و خوش آب و رنگ تر از پیش نثارهمتباران خود می کرد .

ادامه ...
عامل سوم که در عین مهم بودن ، کمتر مورد توجه منتقدان و مردم عادی و حتی بعضا خوانندگان موسیقی بختیاری بوده است ،بهره گیری از خلاقیت در عرصه آهنگسازی و استفاده از آهنگسازان و نوازندگان خبره و توانمند است . استاد علاءالدین این هوش و فراست را داشت که از همان ابتدا حود را با آهنگ های نازل و مبتذل فریب نداد . او خوب می دانست بدون آهنگ و ملودی قوی و بدون تنظیم حرفه ای و بدون نوازنده چیره دست تمام زحمات یک خواننده می تواند به هدر برود .اگر مال کنون و هیجار را دو شاهکارمسلم در عرصه موسیقی بختیاری بدانیم – که اینگونه هست – به نظر من سهم عمده ای از مقبولیت و کیفیت هنری این آثار مدیون کار آهنگسازی وتنظیم حرفه ای استاد عطاء الله جنگوک و مهارت مثال زدنی نوازندگان آن است ..برخی قطعات این دو اثر را استاد پیش از آن در کار های اولیه خود -که محصول همکاری با ارکستر رادیو اهواز بود‌- اجرا کرده بود ولی سطح کیفی و ارزش هنری این دو اثر بسی بالاتر از آن کار های اولیه است . همچنین معتقدم ارزش هنری شاهکار استاد ملک مسعودی یعنی مندیر نیز نیمی مرهون کار زیبا ی آهنگسازی و نوازندگی استاد کیانی نژاد است . با وجود بختیاری نبودن -الحق این دو استاد حق بزرگی بر گردن موسیقی بختیاری دارند . نکته دیگر اینکه استاد علاءالدین قدرت بالایی در اجرای تکنیک های آوازی و اجرای بدون لغزش مقام ها و گوشه های موسیقی داشتند . آواز دشتی ایشان در آلبوم گل های کاغذی 2 با نی ( به گمانم استاد موسوی یا علی حافظی ) یا اجرای بیاد ماندنی گوشه شلیل با تنظیم آهنگ استاد جنگوگ و همچنین آواز برزگری در آلبوم برافتو با نی علی حافظی نمونه توان استاد در اجرای بی نقص آواز به شکل اصیل آن است.
در پایان نمی توانم حسرت عمیق خود را از نشنیدن صدای استاد با ساز سرنا و نوازندگان محلی نیز پنهان . همیشه این سؤال برایم مطرح بود که چرا استاد با نوازنده های محلی و ساز توشمال ها که خود معترف به نقش بزرگ آنها در حفظ اصالت موسیقی بختیاری بود ، کاری اجرا نکرده اند .


توسط:یک بختیاری ...

سلا م مجدد به همه دوستان عزیز و چند نکته :
اول: با مهرداد عزیز

1-
با اینکه اصطلاح "اظهار فضل" را بنده به هیچ عنوان و برای وصف اظهارات هیچ یک از شما دوستان بکار نبردم ولی متوجه نشدم چرا من را نیز مشمول خطاب خود قرار دادید!؟...البته در همین جا لازم میدانم چون این بار بنده نیز-از جانب شما- متهم به داشتن این صفت در اظهارات قبلی خود میشوم ,خواهشم کنم مصادیق را مشخص فرمایید تا در صورت لزوم اصلاح و اعتذار بعمل آید
.
2-
فکر میکنم همه موافق و مطمئن باشند که خدای نا کرده نه تنها تو بلکه هیچ از ما

قصد توهین به دیگری را ندارد بلکه اگر اعتراضی هم هست بیشتر به روش ها بر میگردد تا نیت ها
.
3-
نمیدانم باز هم من مشمول خطاب "از بالا نگاه کردن" قرار میگیرم یا نه !؟ ...ولی اگر هستم , مجددا خواهشم این است که مشخص بفرمایید تا.... .البته بازهم لازم میدانم عرض کنم,خدای ناکرده "تفاوت ها" را با" بالا و پایین ها" اشتباه نگیریم... و هر چند که گاهی وقت ها بعضی از نظرات و دیدگاهها و برخی از اعمال و رفتار ها بواسطه برخورداری بیشتر از پشتوانه های معرفتی,علمی و تجربی از ارزش و اعتبار بالاتری برخوردار هستند و همه ما باید با کمال متانت آنها را بپذیریم , ولی با توجه به اینکه حقیر چنین جایگاهی را برای خود هرگز قایل نیست و گاهی به مدد برخی مطالعات و یافته ها از محضر بزرگان جسارت نموده و صرفا به یادآوری اصول می پردازد ,ولی در هر صورت اگر از کلام بنده چنین امری غیر از این مستفاد میشود ,ضمن غذرخواهی ,علت چنین امری را در همان نو ع روش حدس میزنم...وچنانچه مشخص کنید آماده ارایه توضیح بیشتر هستم
.
3-
اعلام خارج شدن از بحث ,ناشی از عدم وجود تحمل نبود.زیرا اصلا بنده مخاطب آن اظهارات شما نبودم که ...بلکه در واقع نوعی اعتراض به خارج شدن بحث از موضوعات مهمتر و بویژه روشی بود که شما در ارتباط با یک موضوع فرعی نسبت به یکی از دوستان بکار گرفته بودید....اتفاقا من معتقدم گاهی کنار کشیدن از برخی مباحث که درآنها "روش" و "حوزه بحث" چندان روشن نیست -حداقل به دلیل کمبود وقت و...-شاید مفید باشد
.
4-
در مورد "هنر نقد "اجازه بده بعدا بیشتر صحبت کنم.ولی یکی از مهمترین اصول نقد قایل شدن احترام به نظر دیگران ,حتی اگر غلط باشد,و زیرسئوال نبردن شخصیت هست...ادامه دارد .

ادامه...
دوم:با کرمی عزیز از اورادو
...
1-
برداشتی توهین آمیز از مطالب قبلی ات نداشتم. اگر اعتراضی هم بود به "روش"بود. به نظرم باید در محتوای کلام دیگران و عمل به روشهایی که از دیگران انتظار داریم و بکار گیری برخی اصطلاحات -که بوی اتهام به دیگران دارد- بیشتر دقت کنیم...تایید میفرمایید که -به عنوان مثال در نظر اخیرتان-اصطلاحاتی مانند "لنگ" و "پاچه" زیبنده چنین فضا و موضوع و افرادی مانند شما و ما نیست,هرچند که مطمئنم اصلا نیت بدی نداشتی
.
2-
قهر اگر منجر به نتیجه ای مثبت شود زیاد هم بیهوده و بچه گانه نیست.چنانکه دیدیم اعلام یک خروج از بحث- و به قول شما قهر-چه نتایج مثبت و سازنده ای برای همه ما و بویژه خود من داشت...و همین جا هم از شما خواهش میکنم به نظر خودتان مبنی بر "بیهوده و بچه گانه بودن قهر "عمل کنید و با بازگشت به این بحث که فکر میکنم به اندازه خود مفید است -و انشا ا... در آینده منسجم تر و روشمند تر خواهد شد-حتما ما را از دیدگاههایتان بهره مند کنید
.
3-
مطمئن باش کسی هم اینجا از شما و دیگری دلخور نیست...و با حضور همه پیام موسیقی بختیاری و "گوگری" رساتر ,دقیق تر و غنی تر فریاد خواهد شد....و
....

"
کاشکی یه سال همه مالا بار بونن کل یک"

نکاتی دیگر برای مهرداد عزیز و قابل توجه دیگر دوستان
1-
از اینکه با وسعت نظر به اظهارات دیگران در مورد اظهارات و اشتباهات احتمالی خود می نگری خوشحالم و متشکرم.
2-
بعد از مرور نظرات قبلی دریافتم جایی در پاسخ به دوست عزیزمان ح.کرمی که مدعی خلاصه شدن نقد به اظهار فضل و مچ گیری در جهان سوم و مملکت شده بود و در توجیه خروج خود از بحث گفته ام که در اعتراض به اینگونه روشها اعلام خارج شدن کردم که به نظرم رسید ممکن است این مطلب باعث شد مرا مخاطب برخی پرسش ها قرار دهی...در حالیکه من قبل از آن نظرم را در مورد اظهار ات تو اینگونه گفتم :"عدم تحمل و خروج از اعتدال در مورد اظهار نظری که... کاملا غلط بود".و اشاره من به اظهار فضل و مچ گیری اشاره ای کلی و ایرادی روشی بود,نه آن اظهارات شما
....
3-
با پیشنهاد تو به مهرزاد موافقم و اتفاقا به قول معروف یکی از حرفهای حساب ما هم همین است
.
4-
امیدوارم حتی اگر روزی کسی از قاعد ه ای هم تخطی کرد و فرصتی برای مچ گیری هم داشتیم از آن استفاده نکنیم و به توصییه و نقد اصولی و سازنده اکتفا کنیم....و چنانکه کرمی عزیز -که همانطور که ایشان باعث شدند من از تصمیم خود منصرف شوم,امیدوارم ایشان هم درخواست من را اجابت کرده و از تصمیم خود منصرف شوند- گفتند بهتر است از بحث های حاشیه کم کرده و وقت و انرزی خود را به مباحث متنی و مهمتر اختصاص دهیم....و یادمان باشد
:
"
چه خووه شو مهی پا تش تنگی گپ زنی تا خروسخون وا همدرنگی"

آخرین نکته نیز با ح.کرمی عزیز و قابل توجه دیگر دوستان:
امیدوارم فقط این مباحث حاشیه ای پایان یافته تلقی شوند...و ما بتوانیم-بویژه با حضور و نظرات شما- به موضوعات مهمتر بپردازیم...پیشنهاد من هم این است که آثاری را که در این وب به زحمت مهرزاد عزیز گذاشته میشوند از جهات مختلف و نقاط ضعف وقوت آنها در زمینه هایی مانند شعر ,مضمون و محتوا,ملودی ,اصطلاحات ,عبارات,اصالت,تنو‘ع,نوع آوری,صدا و لهجه و موسیقی و نوازندگی و ساز و تنظیم و...زمینه های فرهنگی و آیینی و تاریخی-حداقل از حیث برداشت و احساس و دانش خود و اگر بتوان از نظر فنی که چه بهتر و تا انجا که بتوانیم منصفانه - مورد بحث و بررسی قرار دهیم.موفق باشید.


توسط:ح. کرمی(از اوراد گل سرخ )

باز هم سلام !
مثل اینکه هر کجای قضیه را که بگیری از جای دیگر درز این اختلاف سلیقه باز می شود . مطمئنم نه من و نه هیچ یک از این دوستان قصد آزردن همدیگر را نداشته و نداریم . مطالبی که من در آخرین کامنتم نوشتم بیشتر کلی و به قصد باز گرداندن یار رنجیده خاطرمان آقای بختیاری اصیل بود - که گویا اندکی مفید واقع شد - و خدای نکرده قصد توهینی در کار نبود .من هم مثل همه شما دوست داشتم فضای گوگری بر این محیط حاکم باشد اما در وهله اول با درشت گویی برخی دوستان رنجیده شدم .

ولی اینه اصلا مهم نیست . شاید نمک این بحث های دورادور هم باشد . چرا نمی خواهیم از حاشیه به متن بازگردیم .چرا بی جهت لنگ و پاچه همدیگر را می گیریم . خوب اگر اشتباه از من بود ، با فروتنی تمام می پذیرم و از همه دوستان عذر می خواهم . البته قهر هم نمی کنم .چون کار بیهوده و بچگانه ای است .و از این به بعد اصلا درگیر حتی پاسخ گویی به نقدهای شخصی و شخصیتی نمی شوم . دوستان هم یک مقدار کوتاه بیایند بد نیست .بگذارید با همدلی و هم اندیشی فضای انتقادی ولی دوستانه ای اینجا داشته باشیم و از آقا مهرزاد هم به خاطر سعه صدر و تحملش سپاس گذاری کنیم .
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم .
من از هیچکدام از دوستان رنجشی به دل ندارم و امیدوارم آنها هم آزرده خاطر نباشند . از طرف من این بحث برای همیشه خاتمه یافته است . بگذارید همگی پیام پر مهر موسیقی بختیاری که نکوداشت محبت و گوگری و دوستی است را همصدا فریاد بزنیم .
خاک پای همه دوستان .

---------------------------------------------------------------------------------------

توسط : مهرداد

سلام
با اینکه میدانم حرفهایم کاملا درست بود اما جا دارد به خاطر تندروی که البته بی دلیل هم نبود از همه دوستان پوزش بخواهم.
ضمن اینکه عرایض بنده(نه فقط نظر قبلی) واقعا "اظهارفضل"نبود پیشنهاد میکنم شما دو دوست عزیز نوشته های خود را با من مقایسه کنید.لطفا نظرات خود را یک بار دیگر بخوانید(همه ی نوشته هایتان را) تا پی ببرید من اظهار فضل کردم یا شما.قصد من فقط روشن شدن اشتباه سهوی مهرزاد بود و نه مچ گیری یا...
ادعایی ندارم ولی مثل بعضی ها از بالا به قضایا نگاه نمیکنم...
آقا مهرزاد انتقاد مجددی از شما دارم و آن اینکه چرا آلبومهای علی تاجمیری و استاد علی حافظی(نی نال) را برای دانلود نمیگذاری فکر نمیکنی کاری که آنها ارایه دادند بسیار بهتر از آلبوم های موجود در بازار موسیقی بختیاری است که شما هم در وبلاگت قرار دادی.
آقا مهرزاد و دوست عزیز از اوراد...(و احیانا بقیه دوستان) شما که میگویید هر چه آلبوم بختیاری است را بدلیل کم بودن تعداد آنها و صرفا بدلیل داشتن لهجه لری باید برای دانلود گذاشت چرا از کارهای این دو هنرمند که لااقل از بسیاری از آنها که حمایتشان میکنید بهترند برای استفاده مردم نمیگذارید.
پس حرف و عملتان با هم ...؟
پس من مچ گیری کردم...؟
پس من جهان سومی ام...؟
پس من یک ایرانیم...؟
پس حالا من اظهار فضل میکنم یا...
ضمنا من هم اعتقاد دارم با کنار کشیدن از بحث چیزی حل نمیشود.دوست عزیز "یک بختیاری..."شما که خود به دلیل" نداشتن تحمل" نزد بنده قصد خروج داشتید تحمل نظرات بنده را هر چند اشتباه باشند(اگر بود) داشته باشید
ذر پایان از دوستانی که اصطلاحاتی نظیر "هنر نقد","اظهار فضل","مچ گیری"... را در این وبلاگ باب کردند عاجزانه میخواهم ضمن معنی کردن آنها برای ما,خود به حرف هایشان پایبند باشند.
تا اگر کسی تخطی کرد مچش را سریعا بگیریم.

-------------------------------------------------------------------------------------------

توسط : یک بختیاری ...

دوستان و دوست عزیزم جناب کرمی(از اوراد و گل سرخ) سلام
اگرچه قصد بازگشت به این بحث را نداشتم ولی نکاتی را که در آخرین نظرتان طرح کردید آنقدر مهم بود که مرا مجاب و مجبور به ارایه چند نکته-از نظر بنده- مهمتر کرد.
1-با وجود اینکه رنجش بنده بخاطر خودم نبود بلکه به خاطر خروج از خط اعتدال و عدم تحمل نظر-هر چند اشتباه- یکی از دوستان-که اتفاقا منهم مطمئن هستم آن نظر غلط بود- توسط دوست دیگری و در واقع اعترض به همین شیوه مچ گیری و اظهار فضل در نقد بود , ولی نمیدانم چرا بجا و قبل از هر اقدام -سلبی یا ایجابی- برای اصلاح اشتباه و تذکر به اشتباه کننده و دلجویی از کسی که مورد توهین واقع شده, بنده را که قصد داشتم گامی -هر چند سلبی-در این زمینه بردارم , به "نازک دلی" و "خودخواهی" و"خود برتر بینی" و "بچه بازی" متهم میکنید!!؟
2-....از این که بگذریم, آیا جز اینکه "نظر من(اعلام خروج از بحث) " هم یک "نظر" بود و شایسته بود که از طرف -حداقل -شما که مدعی "جدال احسن" هستید به شیوه ای "احسن" مورد "جدال "قرار گیرد؟ و قبل از اینکه با اتهامات سنگین بالا مواجه کنید, ارشاد یا اصلاح بفرمایید!؟... و سپس این موضوع را به مملکت و جهان سوم ارتباط دهید!؟...دوست دارم واقعا بدانم شکل و محتوای کدام یک از کلمات و جملات بنده در آن اظهار نظر بوی یک یا چند تا از اتهامات گفته شده توسط شما را بهمراه خود داشت!؟
3-...و سئوال دوستانه من این است که انصافا شیوه برخورد کدام یک از ما (من وِشما) با آن شیوه ای که شما گفتید در مملکت و جهان سوم رایج است ,نزدیکتر است!؟...
4-....اتفاقا-به اعتقاد بنده- اشکال مهمتر ما ایرانیها و جهان سومی ها این است که چیزی را که خود مقید و متعهد به انجام آن نمیدانیم از دیگران توقع انجام آن را داریم و طنز آمیز اینکه در صورت عدم اجرای آن ، دیگران را مورد انتقاد-بخوانید توهین وتهمت و...- قرار هم میدهیم!!...و سئوال دیگر اینکه آیا "عمل به این شیوه" مصداق خود برتر بینی و خودخواهی و فضل فروشی است یا "اعتراض و اظهار نظر" در مورد آن!!؟....موفق باشید..

-----------------------------------------------------------------------------------------

توسط : از اوراد گل سرخ

گویا هنوز در این مملکت نقد و نقادی - ولو از نوع غیر سیاسیش - هزینه های زیادی از جمله رنجاندن دل نازک دوستان دارد . متاسفم . بهر حال این هم از عوارض ما ملت جهان سومی است که هیچ وقت عادت نداشته ایم در خط اعتدال حرکت کنیم یا باید مداح صرف باشیم یا دشمن قسم خورده . نقد هم پیش ما چیزی بیش تر از یک مچ گیری یا اظهار فضل نیست .
وگرنه چه دلیلی دارد کسی از حرف منطقی برنجد . حالا اگر هم غیر منطقی باشد به تعبیر قران کریم با جدال احسن پاسخ داده می شود . نه با خشم یا ناراحتی . به نظر من این یادداشت آقای بختیاری اصیل نشانه خود خواهی و خود برتر بینی است است .هر چند من هم از لحن و ادبیات دوست عزیز مهرداد خطاب به مهرزاد به هیچ وجه خوشم نیامد و به نظرم مقداری توهین چاشنی آن شده بود .اما چاره کار این بچه بازی ها نیست .

----------------------------------------------------------------------------------------

توسط:یک بختیاری ...

سلام
بنده با کمال تاسف و با توجه به خارج شدن بحث از دایره نقد و عدم رعایت اصول آن و فقدان تحمل و تامل کافی و....ضمن عذرخواهی از حضور همه دوستان خروج خود را از این بحث اعلام می نمایم و امیدوارم دوستان اگر به این گفتگوی دوستانه - که می توانست بسیار مفید و سازنده باشد -ادامه میدهند بسیار مراقب شان و منزلت یکدیگر و سایر اشخاص و پدیده های مورد بحث باشند و مطمئن باشند ادامه دادن و دامن زدن اینگونه به این دست از مباحث نتیجه ای جز افزایش فاصله ها -که خلاف سیرت دلسوزان و بزرگان این قوم و بویژه استاد عزیز شادروان بختیاری نیز می باشد-نخواهد داشت.موفق باشید.

---------------------------------------------------------------------------------------

توسط : مهرداد

salaam
doost aziz agar mikhahi dar jahl va naadaani bemani harfi nist man migooyam ba aghaye jahangir alaeddin baradar shaadravaan bahman alaeddin sohbat kardam va aks shenasnaameh ishoon ro daram ke dar rooznameh chap shodeh an vaght shoma estenaad be harfhaye 4 ta adam mesl khodat ke naa aagaah hastand mikoni shoma ke ahl soal az digaraani behtar ast az khaanevaadeh alaeddin beporsi na az digaran.mesl inke shoma az baraadaran alaeddin ettela'aat bishtari raj'e be baraadareshan dari!!!!in ra niz bayad bedaani ke hagh nadaari biographi digaraan ra be khater jahl khodat dastkaari koni albateh man hamaan aval goftam ke an biographi ra az jaee copy kardi(mesl baghieh kar hayat)agar shoma dorost begooee man sokoot ekhtiar mikonam dar gheir in soorat shoma bayad...beshavi
por vaazeh ast ke taht tasir digarani khodat dar gofteh hayat be an eteraaf kardi lotfan mataaleb balayat ra bekhaan zemn inke bebin khodet chi daari chera az digaraan maaye migozaari man aslan ba shoma va anhaee ke ta'yeedeshaan kardi kaari nadaaram va nazaraatetaan ham bashe baraye khodetoon
doost aziz az orad gol sorkh dar mored parsi neveshtan hagh ba shomast amma sharmandeh am ke computer man fonetic farsi nadaarad zemn inke khosh halam ke noghat moshtaraki beineman peyda shod bikhodi ba ham bahs kardim

-----------------------------------------------------------------------------------------

توسط : مهرزاد

سلام به همگی

آقای بختیاری اصیل و آگاه... ممنون از راهنماییتون ، بنده همیشه از نظرات شما برای بهتر بودن این وبلاگ استفاده کردم و با شما هم عقیده هستم و از بی دقتی و نا آگاهی خود با خبرم و همچنین ممنون از اطلاعاتی که در مورد استاد و آلبوم بهیگ دادید

آقا مهرداد من از چند نفر دیگه هم محل تولد استاد را پرسیدم که همگی گفتند لالی هست حالا شاید توی شناسنامه استاد محل تولدش مسجدسلیمان نوشته باشه  اما در مورد تراک 9 آلبوم بهیگ بنده میگم آهنگش به گوشم آشناست  که آقای بختیاری اصیل جواب بنده را به خوبی دادند و تحت تاثیر کسی قرار نگرفتم

------------------------------------------------------------------------------

توسط:ازاورادگل سرخ

با سلام به همه همتباران عزیز!

از خواندن نظر دوست نادیده آقای مهرداد و همچنین یک بختیاری... در خصوص پیشنهاد خود تا حدودی شوکه شدم .یک بار دیگر نظر خود را خواندم تا ببینم خدای نکرده نکند جسارتی به ساحت بزرگ ایل بختیاری یا استاد مسعود بختیاری - که لالاییهای مادرم از نغمه های او بود - کرده باشم .اما به نظر من که آقایان اصلا متوجه منظور من نشده اند .
اولا که قصد من از این پیشنهاد نه تخطئه کسی و نه برکشیدن کسی بود. در اینکه استاد بختیاری متر و ملاک سنجش موسیقی فعلی بختیاری هستند تا الان که هیچ شکی ندارم و قولی است که جملگی بر آنند . اما با کیش شخصیت و بت کردن افراد هم به شدت مخالفم .
دوما چه کسی گفته اساتید مافوق نقد هستند . و مگر نقد در نظر شما فقط عیب جویی و خرده گیری بر این و آن است . یکی از جنبه های مهم نقد ؟آشکار کردن وجوه عظمت و قوت کار افراد است . آثار استاد بختیاری در اوجند ، قبول . اما چه کسی و چگونه این اوج را نشان می دهد ، با کدام معیار و ملاک سنجش هنری و فنی . این ها همه از رهگذر نقد صحیح حاصل می شوند .
با نقد و تحلیل آثار این اساتید است که می توان معیار های قابل قبول و منطقی برای موسیقی به سایر هنرمندان جوان و تازه کار ارائه کرد .اگر مقایسه نباشد اگر نگویید چرا مثلا مال کنون همچنان نقطه اوج موسیقی بختیاری است پس چگونه میخواهید به پیشرفت و حفظ اصالت های خود بیندیشید .... ادامه

دوستان عزیز شما را به خدا اینقدر به دهل بختیاری بودن خود نکوبید . چرا فکر میکنید کسی که خون بختیاری ندارد ولی عاشق فرهنگ و آداب و رسوم وزبان این ایل است نم تواند در باره موسیقی این ایل نظر دهد . البته از شما آقای بختیاری اصیل ممنونم که بر من منت می نهید و به عنوان یک بیگانه و غیر بختیاری نوشته های ما را می خوانید . اما من هم به شما اطمینان می دهم که کمتر از شما با فرهنگ و هنر این دیار آشنا نیستم . وگر نه چه اجباری بود که اصلا وارد این مقولات بشوم .

خواهش میکنم یک بار دیگر به نظر بنده بدون تعصب نظر بیفکنید. آقای مهرداد و بقیه دوستان .ببینید آیا این پیشنهاد که راجع به هنرمندان موسیقی این دیار یک بانک اطلاعات اعم از معرفی ، نقد ، تحلیل و توصیف آثار داشته باشیم به کجای حرمت اساتید بر می خورد ؟
ضمنا به آقای مهرداد عزیز هم پیشنهاد می کنم که لااقل اگر مطلبی می نویسند با قلم فارسی باشد که خواندن آن آسان تر و سریعتر مقدور باشد .فارسی را هم پاس بداریم .
با عرض پوزش از همه دوستان عزیز .

------------------------------------------------------------------------------

توسط : مهرداد

agha mehrzad aziz
man dar rooznameh haye mahalli khoozestan dar aban e saal 85 didam ke tasviri az shenasnameh ostad alaeddin bood ke dar an gheid shodeh bood masjed soleyman mahal tavallod ishan ast hatta dar internet an tasvir ra didam
dar mored avalin ejra ye ishaan niz az baraadar ishaan dar alman soal kardam ke goftand avalin ejra marboot be saal 1349 ast
dar khosoos soal shoma ke goftid ahang bahig barayetaan ashenaast motevajjeh nashodam lotfan vaazeh tar begooeed.agar manzooretaan in ast ke ghablan kasi an ra khandeh gar che gaht'an in gooneh nist amma begooeed ke che kasi an ra ghablan khandeh va agar hamaan tor ke "yek bakhtiari "goft an ra be shekl gheir mojaaz shanideh eed ke hich.chon ostad alaeddin ghablan an ra khandeh boodand va man ham be shekl gheir mojaaz shanideh boodam
baz ham migam motevajjeh nashodam shayad shoma ham taht tasir doostan... gharaar gereftid
khahesh mikonam bishtar tozih dahid

------------------------------------------------------------------------------

توسط:یک بختیاری ...

مهرزاد عزیز
من از توجه و تلاش شما و همه کسانی که در زمینه ترویج موسیقی بختیاری فعال هستند واقعا سپاسگزارم.ولی لازم است یادمان باشد که این ترویج باید همراه با دقت و شناخت باشد زیرا در غیر اینصورت نتیجه عکس خواهد داد.موسیقی بختیاری اکنون کارکردی فراتر از حوزه موسیقی پیدا کرده است.این موسیقی در غیاب سایر عوامل و نهادها و اشخاص در مقام حافظ آداب وآیین ها و احیا کننده فرهنگ و رسوم و سنن ولهجه و ثبت کننده حوادث تاریخی و حماسی و معرفی نمادها و شخصیت های ایل در آمده است.لذا توجه دقیق تر به آن ضرورت دارد.از اینکه بر اساس "نسبت به آلبومهای قبلی" و "کیفیت پایین سی دی" به علت "تقلبی و کپی شده بو دن"و یا" آزمایشی و خانگی بودن اجرا"به یک اثر امتیاز میدهی تعجب کردم.در حالیکه انتظار میرود بعنوان یک مسئول رسانه در ملاک ها و استانداردهای امتیاز دهی -بویژه از حیث محتوایی-که مهمترین آن اصالت و غنای شعر و ملودی و صراحت و سلامت لهجه و توانمندی اجرا به همراهی تنوع ونو آوری و....بیشتر دقت میکردید.از قرار دادن آثار استاد بختیاری در یک قسمت متشکرم.واقعا هم اگر در کلام و تئوری اعتقاد داریم که شخصی یا اثری در زمینه ای جایگاه ویژه ای دارد باید در عمل هم به همان اندازه به این جایگاه ویژه توجه داشته باشیم.نکته ای که متاسفانه-بویژه توسط همتباران عزیز- کمتر رعایت میشود.در مورد آشنا بودن ترک 9 بهیگ نیز حدستان درست است.تا آنجا که من اطلاع دارم این ترک با نام بهیگ -که نام البوم نیز ازآن گرفته شده است-پیش از این به نحوی خیانتکارانه ای توسط نزدیکان فردی نابخرد- که نسخه ای دیگر از تنظیم اولیه بهیگ به امانت وجهت انجام امور انتشار آن به وی سپرده شده بود -و به شکلی ناجوانمردانه و به صورت تقلبی و در سطحی بسیار محدود به دست برخی افتاده بوده است و احتمالا شما هم شنیده باشید.برخی دیگر از ترانه ها -مثل دنگ و فنگ-هم در کنسرت هایی اجرا شده بودند که ظاهرا باز هم برخلاف نظر و توافق قبلی استاد علاالدین با مسئولان برگزار کننده کنسرت به نحوی منفعت طلبانه و...به بازار آثار تقلبی راه پیدا کرد و اطلاع دارم که چقدر موجب رنجش خاطر استاد از این افراد و اقدامات شد.موفق باشید.

---------------------------------------------------------------------------

توسط : مهرزاد

یک بختیاری ... عزیز . آلبوم بهیگ همان طور که شما فرمودید بسیار زیبا  هست ولی بنده به بهیگ نسبت به آلبوم های قبلی استاد امتیاز کمتری دادم و کیفیت پایین سی دی آلبوم باعث کم شدن امتیاز شد چون سی دی این آلبوم اصلی نبود و کپی شده بود و انشا.. سی دی اصلی به دستم برسه ترانه ها را تعویض میکنم و دلیل دیگه اینکه همونطور که در توضیحات آلبوم خوندید ( نوشته کاست : این اثر بر مبنای نسخه ای آزمایشی با ضبط خانگی - تنها نسخه موجود که از سوی خانواده ی بهمن خان در اختیارمان قرار گرفت - با کمک دوستان بهمن ، تا سر حد امکان پالایش ، قطعه بندی مجدد و در بخش هایی ، نوای نی اجرای جدید و قطعات بی کلام ، ضبط استودیویی شد تا به عنوان نسخه ای قابل انتشار به دوستداران موسیقی نواحی ایران و ایل بختیاری تقدیم گردد.) باعث این شد که امتیاز کمتری بدهم  اما حالا همه آثار استاد را در یک قسمت قرار دادم البته اونجور که خودم دوست داشتم نشد  لطفا اگه کم و کثری در قسمت استاد مسعود بختیاری متوجه شدید حتما بگویید و همچنین نظرتون در مورد تراک ۹ آلبوم بهیگ هم میخوام بدونم شاید من اشتباه کنم ولی آهنگ این ترانه برام آشناست و قبلا شنیدم

----------------------------------------------------------------------------

توسط:یک بختیاری ...

مهرداد عزیز
مطالبت را که در پاسخ به دوست عزیزمان از اوراد گل سرخ نوشتی کامل نخواندم و موافق هم نیستم .چون واقعا از روی عصبانیت بود .من برای این همه علاقه و تعصب و دقت شما در حفظ اصالت ها و جایگاه اشخاص و آثار هنری ایل و تبار خود ارزش و احترام قایل هستم و اگرچه اعتقاد دارم که جایگاهی که استاد مسعود بختیاری در موسیقی بختیاری دارد بسیار ممتاز و غیر قابل خدشه و دسترسی است اما معتقدم با حفظ شان و فاصله بسیار زیاد و دست نیافتنی آن استاد عزیز با سایر هنرمندان ایل نباید با این گونه پیشنهادات با عصبانیت مواجه شد.حتی اگر پیشنهاد در مورد امورات به قول معروف "اظهر من الشمسی" باشد.چه ایرادی دارد اگر" آفتاب آمد دلیل آفتاب." شخصا معتقدم شما هرچه بیشتر آثار هنرمندان ایل را تحلیل و بررسی کنید بیشتر به نقش ارزشمند آن استاد سفر کرده در احیا و اعتلای فرهنگ و موسیقی ایل خود و راه بسیار طولانی که سایر هنرمندان محترم ایل باید بپیماند تا به این جایگاه برسند پی خواهید برد و آنگاه که در باب شخصیت و منش و .... به قصد مقایسه برآیید مطمئن هستم....
اما دوست عزیزم از اوراد ... من به کلام ابتدای شما نیز به همان میزان نقد دارم.چه جای چشم خوردن است!؟در حالیکه ما بعنوان بختیاری هایی که ادعای اصالت نیز داریم قدم و نظر و خود شما را بعنوان یک مهمان عزیز و همتبار_و البته غیر بختیاری- بر چشم خویش گذاشته و با شما و نظراتتان در خصوص هنرمندان و موسیقی ایل خود به مباحثه نشسته ایم.نکند خدای ناکرده سابقه و سیر تاریخی فعالیت و اُثار هنرمندان ایل بختیاری را خوب نمی شناسید و از ارزیابی اهل فن و مردم در این زمینه بی اطلاعید!؟ ....با لفظ "بدنیست..."شما نیز نه تنها موافق نیستم بلکه معتقدم باید و حتما هم باید همانطور که شما گفتید باشد.البته اگر روزی در تشخیص جایگاهها تردیدی وجود داشت.بهمن علاالدین بدون هیچ تردیدی قله و نماد و معیار و مقیاس موسقی اصیل و فاخر بختیاری است و اگر قرار است تحلیل و مقایسه ای صورت گیرد بنظر میرسد باید میان آثار سایر هنرمندان بختیاری و برای تشخیص فاصله آنها با این قله و با توجه به این معیار و مقیاس و آنهم با مشارکت اهل فن باشد...در پایان نیز از هر دوی شما دوستان عزیز متشکر و عذر خواهی میکنم.

مهرزاد عزیز
سخنی نیز با تو دارم.آنهم در مورد امتیازی که با علامت ستاره به آلبوم بهیگ دادی.وقتی مقایسه کردم ... متاسف شدم و متوجه نشدم بر چه اساسی و به چه چیزی امتیاز میدهی.بهیگ یک شاهکار موسیقی و ترانه و شعر بختیاری است و اوج هنر استاد مسعود بختیاری است.فقط به متن ترانه بهیگ دقت کن اثری که به تعبیر وحید خلیلی اردلی پر است از "استعاره های فراوان" و "تصویر سازی های شاعرانه و بی بدیل" و" کنایات و تلمیحات" و "نکو داشت و نگه داشت آیین های مراسم عروسی ایل" که "با ظرافت و هنرمندی" هرچه تمامتر بکار گرفته شده اند.واقعا در کدام یک از آثار دیگر -با امتیاز مشابهی که تو دادهای-اینهمه توانمندی و اصالت و نوع آوری میتوانی پیدا کنی.در مورد رسایی و گرمی و پختگی صدا و سلیسی و اصالت لهجه و مهارت در ابداع ملودی .... و همچنین سایر ترانه های این آلبوم نیز اگر حرفی نزنم بهتر است.... موفق باشی.

-------------------------------------------------------------------------------

توسط  : مهرزاد

سلام به همه دوستان علاقه مند به موسیقی قوم بختیاری ( بختیاری یک قوم است که شامل چندین ایل می باشد) دوست خوبمان آقای بختیاری اصیل و آگاه ... فرمود  (یادمان باشد که "هنر نقد" شاید از "نقد هنر" مهمتر باشد ) که بنده هم دوست داشتم تکرارش کنم

آقا مهرداد نمیدانم بنده اشتباه متوجه شدم یا درست که شما استاد ملک مسعودی را خواننده بد صدا خطاب کردید !!! من اگه آلبوم شور گل را از صفحه اول برداشتم بخاطر این بوده که این آلبوم مربوط به موسیقی کهگیلویه و بویر احمد بوده و من این آلبوم را در ادامه مطلب آلبوم مندیر قرار دادم تا دوستداران صدای ایشان بتوانند از این آلبوم استفاده کنندو همچنان به استاد بودم ایشان اعتقاد دارم ٫ پیشنهاد میکنم شما نیز مجله کوهرنگ را حتما تهیه و مصاحبه ایشان را مطالعه کنید و همچنین باید بگم روزانه افراد زیادی با جستجوی نام ایشان در گوگل وارد  این وبلاگ میشوند و  آلبوم شورگل بیش از ۲۰۰ با دانلود  شده و آلبوم مندیر با بیش از ۳۶۰ بار سومین آلبوم است در تعداد دانلود شدن   اما در مورد محل تولد استاد مسعود بختیاری بنده شنیدم لالی هست ولی اگه مسجد سلیمان باشه حتما اصلاح میکنیم .

دوست خوبمان آقای بختیاری اصیل و آگاه به فرهنگ بختیاری ممنون از توجه ای که به مطالب دارید . در خصوص تراک ۲ و ۳ دستمال بازی با شما هم عقیده هستم و همچنین در مورد اشکالاتی که در متن اشعار اشاره کردید باید دوست خوبمان آقای خدادادی که نویسنده آن مطلب هستند نظر بدهند که قبلا چند مورد اصلاح کردند

دوستان عزیز تا این لحظه آلبوم بهیگ با بیش از ۵۰۰ بار دانلود اولین و آلبوم گلهای کاغذی با بیش از ۴۵۰ با دانلود دومین و مندیر با بیش از ۳۶۰ با سومین آلبوم ها از نظر دانلود شدن هستند و وبلاگ ۷ ام جی  کلا بیش از ۶۰۰۰ بار دانلود داشته همچنین ۸۵ ٪ بازدیدها از ایران می باشد و باقی بازدیدها از آلمان آمریکا سوئد و ... می باشد . از لینک زیر میتوانید کل آمار وبلاگ را مشاهده کنید

http://www.persianstat.com/Results.aspx?id=10033138&mode=7

دمین جدید www.7mehr.com  برای وبلاگ ثبت کردیم البته هنوز کامل نشده ولی در اینده شاهد پیشرفت سایت خواهید بود  و شایدم روزی گروه 7مهر به یک انجمن و یا موسسه بزرگ با یک ساختمان و دفتر  و با اعضا و نویسندگان توانا تبدیل شود  

موفق و سربلند باشد

---------------------------------------------------------------------------

توسط:mehrdad

salaam bar aasheghaan bakhtiari
be ghol maroof ta mard sokhan nagofte bashad eyb o honarash nahofteh bashad.man nemidanam in doost ma chera az mahboobyat va bozorgi bahman alaeddin vaahemeh darad ya bi khodi mikhahad ostad alaeddin ra dar jaygah digar khanandegaan bakhtiari gharaar dahad.doost aziz dar neveshteh haye shoma yek no'e lejaajat dideh mishavad akhar vaghti in aghaye malek masoodi ke khod aslan bakhtiari ham nist migooyad ke ba shenidan malkanoon aghaye alaeddn alaaghemand be khandan dar hiteh moosighi bakhtiari shodeh digar shoma che harfi darid
doost aziz hob o boghz alaki ra kenaar bogzar dar hamin neveshteh haye shoma ke ma ra da'vat be naghd fardi aasaar mikonid bebin chegooneh neveshteh ee "zaaheran aghalab ham etefagh nazar darand ke marhoom alaeddin namayandeh va namad in no' moosighi ast" ya "az hamin ostad bakhtiari ham shoroo konid bad nist" khob por vaazeh ast ke bahman alaeddin andazeh va metr moossighi bakhtiari ast shoma ke ede'a dari boro va bebin dar marasem aroosi ya hatta azaadari ha kodam ahang ha khandeh mishavad agar na boro va bebin in khanandegaan javan bakhtiari avalin kaar hayeshan chist (albateh aghlab ahang ha va ya sher ha ra haman tor ya hadd'e aksar ba andaki tagh'eer be naam khod montasher mikonand) ke in ham neshan dahandeh ahammiat bahman alaeddin ast
shoma ke ede'a mikoni aasaar faakher digari gheir az aasaar ostad alaeddin hast bayad raj'e be anha naghd benevisi ya parvandeh baz koni aziz del baradar na ma shoma etehaam mizani na ma pas shom bayad kaar haye mored alaaghe at ra ke in tor ke man dideh am faghat khodeti va khodet bayad baalaa biari taazeh in kaar man va shoma nist doost aziz mardom kaar ha ra mishenavand va entekhaab mikonand naghd neveshtan va parvandeh baaz kardan bashad baraye khode shoma

edaameh
migooee az alaeddin shoroo kardan "bad" nist akhar bayad eftekhaar kard ke az oo shoroo kard bad shoma ke dar in asemaan yek setareh ham nadaari migooee "bad" nist in weblog bayad eftekhaar konad ke az bahman alaeddin ahang baraye downlod gozashteh man o shoma bayad hadd khodemaan ra bedaanim shoma ke weblog ham daari bayad bedaani che kalamati ra raj'e be che kasaani be kaar mibari ba'd be khodat ejaazeh midahi va in gooneh minevisi aslan shoma dar chenin jaygaahi nisti
haal ke mikhahi maa ra gomraah kardeh va az mozoo asli door koni man ham az shoma soalaati daram
1_moshkelat ba "bahman alaeddinism" chist
2_chera bar khalaaf jaryaan ab shenaa mikoni va haal ke hameh ez'aan darand ke ostad alaeddin faghat yek khanandeh nabood va yek jonbesh va hatta bedoon ta'aarof "ahoora mazda" ye moosighi bakhtiari bood ba in joosh o khoroosh mokhalefat mikoni
3_az did shoma in ke migooyand baraye bozorgi panjeh dar panjeh shir byandaaz dar mored khodat sedgh nemikonad
doost daram ba sedaghat fekr koni va ba sedaghat javab dahi va az mastmalizasion va tafreh raftan ya tarh mozoo'aat digar parhiz koni dar gheir in soorat maloom ast ke mahkoom hasti aghaayed 99.9% mardom bakhtiari ra bepaziri ya sokoot ekhtiar koni!!!!
q

--------------------------------------------------------------------------

توسط: از اوراد گل سرخ

سلام بر همه بختیاری های عزیز !

بحمد الله بازار نقد و نظر در این وبلاگ اینقدر رونق گرفته که آدم می ترسد نکند یک دفعه چشم بخورد .
اینطور که از فحوای مطالب دوستان بر می آید اصالت و بختیاری بودن دو ویژگی مورد نظر ناقدین محترم در بررسی آثار موسیقی بختیاری است . ظاهرا اغلب هم اتفاق نظر دارند که مرحوم علاالدین نماینده و نماد این نوع موسیقی است .حال که اینطور است بنده پیشنهاد می کنم به جای بحث های سلیقه ای و کلی در باب اصالت و نو آوری و... بیایید هر بار پرونده ای برای یکی از هنرمندان موسیقی ایل درست کنیم که در آن مجموعه اطلاعاتی در باره آن هنرمند و نقد و بررسی آثارش با جمع آوری نظر کاربران ایجاد کنید .اطلاعات دقیقی از قبیل معرفی هنرمند و سیر تاریخی کار هاو آثار و همچنین نقد های پیرامون او .پس از چندی مطمئنا آرشیو خوبی در باب موسیقی بختیاری خواهید داشت .از همین استاد بختیاری هم شروع کنید بد نیست .
البته دقت و درستی کار نباید دستخوش نقد های احساسی و سلیقه ای شود .
دوستان عزیز هم می توانند نظر خود را در این باره اعلام کنند .
راهکار های مناسبی می توان یافت .
به امتحانش می ارزد .

------------------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط یک بختیاری اصیل و آگاه ....

دوستان عزیز
لطفا اگر به قطعات دستمال بازی گوش می دهید خوب به قسمت انتهایی ترک 2(پس از مقام شیرعلی مردان و دی بلال) و ابتدای ترک 3 گوش کنید .شما به یاد چه ملودی و شعری می افتید؟آیا این ملودی که با ساز محلی بختیاری و با عنوان موسیقی بختیاری و احتمالا در مراسم شادی و عروسی بختیاری و اتفاقا تو سط یکی از نوازندگان برجسته ایل -که خود الگویی برای نوازندگان جوان شده- برای مخاطبین بختیاری نواخته میشود واقعا و اصالتا بختیاری است؟...اگر این کار از سر تفنن و سرگرمی باشد و در یک محفل محدود اتفاق بیفتد حرفی نیست. ولی آیا باور میکنید اگر این کار باب شود و همه جا و حتی در سطح رسانه ها ادامه پیدا کند تا چند سال دیگر نباید از شنیدن ملودیهای عربی و ترکی و بلوچی و احتمالا غربی از درون این ساز و متاسفانه توسط نوازندگان مطرح ایل-که باید پاسدار موسیقی فاخر و اصیل ایل خود باشند-نباید چندان تعجب کنیم.آیا به نظر شما این بی دقتی در ارایه و انتشار آثار به موسیقی سنتی این قوم آسیب نمی زند ؟....و آیامیتوان آنرا نادیده گرفت و به سادگی از کنارآن گذشت؟

------------------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط مهرداد

salaam
khosh haal shodam ke kar haye doostan bad seda ra hazf kardid.aya khodetaan be in natijeh residid ya be khaater karbaraan bood?nam kari ke golhaye kaghazi 2 moarefi kardid aslan vojood khareji nadaarad chon ostad alaeddin ghabl az enghelaab kari ra be soorat album biroon nadaadand va faghat dar radio va tv barnameh dashtand hatta golhaye kaghazi ham be vasileh digaran taht esm album biroon aamad vali ishoon bish az 100 ahang darand ke nimi az anha ghabl az enghelaab ejra shodeh ke man taghriban hameye anha ra shanideh am.man hatta shenideh am ke yek album digeh az ishoon dar raheh.zemn inke dar biographi ishoon eshtebahati darid ke ghablan gofteh am vali lahaaz nakadid.ishoon motevalled masjed soleyman hastand va khanandegi ra saal 1349 dar radio shoroo kardand

--------------------------------------------------------------------------

توسط:mehrdad

doostan aziz va be khosoos yek bakhtiari asil... bayad bedanid ke dar moghabel ba'zi ke mikhahand ba estefadeh az kalamat va estelaahaat ghadimi va arabi khod ra aalem neshan dahand va ba'zi az doostani ke bikhod va bi jahat migooyand digar shaeri mesl darab afsar va...nadaarim va be hamin dalil sat'h ash'aar bakhtiari paeen aamadeh va bayad ba hamin ha saakht va sookht mohkam istaad ta khodaye nakardeh inha farahang saazi nakonand hamin kaar ha va hamin adam ha baes paeen amadan sat'h saligheh mardom mishavand hamin ha mardom ra be ebtezaal mikeshanand honar naghd bashad baraye anha ke ebtezaal ra tabligh nemikonand.in hara goftam ta saai nakonim sat'h saligheh mardom ra ba ahang haye bazi be zaaher khanandeh ha paeen byavarim az wblog 7mg.blgfa ham gele daram ke be in doostan komak mikonad agha joon shoma ham be in jaryan ba gozashtan in ahang ha natanha be musighi bakhtiari komak nemikond balke ba ghara dadan in khanandeh nama ha dar kenar nam bahman alaeddin dar hagh oo ejhaaf mikooni khodemaan ra nemitavanim gool bezanim khanadeh haye bakhtiari hal hazer ze gap ta koochires az 20 nemitavanand az 5 bishtar begirand dar haali ke bahman alaeddin bedoon shak nomreh ash 20 tamaam ast.sherkat kardan dar televisin va laghab ostad gereftan az mojrian na ashna be zaban va farhang bakhtiari in rooz ha kaari nadarad bayad az mardom laghab ostadi gareft bayad mardom shoma ra entekheeb konand alan bish az 9 maah ast ke az marg ghoghnoos eel migozarad bayad 5shanbe ha ba'd zohr dar emam zadeh taahe karaj bashid va eshtiaagh mardom ra bebinid ashk hayeshan har kas khatere ee az ostad alaeddin darad.dar marasem bozogdasht ostad dar holland bache hayee ke 7,8 saaleh boodan va dar hamn aj be donya amadeh boodan

edaameh
she'r haye ostad alaeddin ra be khoobi va ba lahjeh shirin bakhtiari mikhandand.doost weblog dar aziz shoma nabayad be serf kam boodan aasaar bkhtiari har kaseti ke be baazaar mi ayad ra dar weblog bezari.che khoob ast agar amari dari be ma ham begooee ke rooye ham chand ta taraneh az bahman alaeddin va
chand taraneh az hameh doostan az weblog shoma copy shodeh.

-----------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه 3 مرداد1386 ساعت: 12:21 توسط:یک بختیاری...

باز هم میگویم
دوستان عزیز همانطور که پیشتر هم گفتم : یادمان باشد که "هنر نقد" شاید از "نقد هنر" مهمتر باشد.از شما خواهش میکنم اگر علاقمندید بحثتان به درستی پیش برود و مفید واقع شود سعی کنید بدون مقدمه وارد مصادیق نشوید ....شما اگر میخواهید بدانید مثلا در هنر به چه کسی باید استاد گفت یا نگفت ...بهتر است ابتدا در مورد ویژگیهای استاد بودن سخن بگویید...و به توافق یا اجماع نظری برسید سپس نتیجه گیری -در مورد اینکه چه کسی استاد هست یا نیست را - یا به عهده مخاطب بگذارید و یا بعد از مقدمات نظری خود بیان کنید...و یا اصولا خودبخود به این نتیجه خواهید رسید چه کسی می تواند این لقب را داشته یا نداشته باشد....در مورد سایر مباحث نیز فکر میکنم چنین باید باشد
....
در همین رابطه به اعتقاد بنده در هر زمینه ای صفت استادی باید به کسی اطلاق شود که نه تنها در تمامی ابعاد و اجزا آن زمینه به تبحر و تجربه و شناخت کامل رسیده باشد بلکه باید توانسته باشد از مرحله صرف تقلید و توصیف عبور کرده و به درجه تولید و تحول و تحلیل در آن زمینه-البته با حفظ اصول و چارچوبهای آن - رسیده باشد... . ببخشید

----------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه 3 مرداد1386 ساعت: 2:32 توسط:mehrdad

salaam
dosst aziz az orad gol sorkh
vaghti ke shoma hanooz dar donya ye khaaki naboodi va hatta an doostani ke shoma be anha laghab ostad ra dadi nemidanestand moosighi yani che bahman alaeddin dar radio ahwaz va television melli abadan barnameh ejra mikard va anghadr in banameh ha mored tavajjoh bood ke bakhtiari ha ke hata az pooshidan lebas mahali khod khejalat mikeshidand ba eftekhaar goftand ma bakhtiari hastim pishnanahad mikonam boro va az bozorgtar ha bepors.boro bepors ke dar daheye 40 mardom bakhtiari chegoone boodand va dar daheye 50 chegoone boro bepors ke vaghti bahman alaeddin dar saal 49 dokhtar lachak riaali ra ejra kard che shoor o haali dar bakhtiari be paa shod bro va az tong boloor soal kon boro va az leili o majnoon e bahman alaeddin soal kon.dar saal 59 vaghti ostad alaeddin dar yek mahfel khosoosi chand kaar tazeh ra ejra kard ke yeki az anha shir ali mardan bood che ghoghaee bar paa shod boro bepros ke chegoone mardom anha ra tahyeh kardand.
amma hala che kasani dar seda va sima barnameh ejra mikonand,hamin jom,e pish bood dar barnameh sib sepid aghaye ... dar barname sherkat dashtand ke ey kaash sherkat nemidashtand baraye doorbin sheklak darmiavard be har haal baes ta'assof bood.midooni chera amsal ostad alaeddin va ostad shajarian va ostad alizaadeh va... dar television va radio sherkat nemikonand albateh midoonam ke midooni vali nemikhahi ghabool koni ke in rooz ha chera malek masoodi ya haman hayee ke shoma be anha ostad migooee va tazeh defaa ham mikoni va jaleb tar inke digarani ke be anha ostad nemigooyand ra be tamaskhor migiri va malek masoodi ha dar tv shekat mikonand va be raahati be anha ostad migooyand.
..

-----------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت: 18:31               توسط:تاراز

هنر همانند بسیاری از مفاهیم کلی، کلمه ایست با چند تعریف. از اهم کارکرد های آن می توان به ایجاد هیجان در هر سطح،لذت،خلق زیبایی، غم، تفکر و... نام برد.با این مقدمه شاید به بسیاری از آثار ارائه شده در جامعه در هر موقعیت زیبایی و فکری هنر گفت.این کلیت آنچنان پر دامنه است که مثلا می توان از رکویم موتسارت تا گاه گریو یک زن فرزند از کف داده هنر حزن نامید.بسیاری از ما بارها شنیده ایم" هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند".درست است هر چه از دل برآید بر دل نشیند اما اگر به همین سادگی ها می شد دل را فتح کرد آن وقت این همه هنرمند و ادیب و نابغه عمر و هستی شان را یک بردگی مداوم گذرانده اند؟.

یعنی سباستین باخ، ونگوگ،پیکاسو،دانته،شکسپیر،فلینی مساوی اند با خیلی از بوق زن ها و هرزه هایی که همه می شناسیدشان .من با این ضرب المثل همانند بسیاری دیگر که با یک تتیر قشنگ و توده دوست از دهان همه برمی آید مشکل دارم.زیرا یکی از مهمترین کارکرد های هنر که همان تعالی ذهن و فکر مخاطب است نادیده گرفته می شود.زیرا خیلی از بی هنران پست این مثال ها مخفی می شوند و داعیه نبوغ می کنند.گذشته از هیجانات سطحی، هنر با عمق و روح هزار لایه آدمی سر و کار دارد.ارائه اثری همطراز عمق روح بشر نیاز به کنکاش و ریاضت بسیار دارد. مکاتب و اندیشه ها یکی پس از دیگری می آیند و در یک تکامل مداوم احساس وذهن بشر را تعالی می دهند.
حال ساده تر می توان به یک تئوری –هر چند ساده- از هنر رسید.هنر متعالی متعلق به اجتماع پیشرفته و برعکس .در این میان نباید از سادگی به آسانی صرف نظر کرد.در مقدمه کتاب باد به هر کجا که بخواهد می وزد اثر بابک احمدی از دو نوع سادگی حرف زده می شود یکی سادگی اولیه که متعلق به انسان بدوی است و دیگری سادگی که ازپس پیچیدگی ها می آید سادگی دوم بسیار سخت تر از پیچیدگی های رایج قبل از زمانه خویش است.به طور مثال گربه ای که پیکاسو می کشد ظاهرا شبیه گر به ایست که اقوام آفریقایی می کشند اما این کجا وآن کجا به قول نرودا آیا همه ی هفت ها برابرند؟

حال به مبحث موسیقی در ایل بختیاری می رسیم آنچه از استاد علاالدین به یادگار مانده چیزی فراتر از چند کاست و ترانه است. بهمن با سادگی حیرت آورت هنرش، از دهانه ی کرنای تشمال ها چیزی را بیرون می کشید که فقط یک ذهن متعالی قادر به کشف آن است.او از سادگی اولیه به سمت هنر مدرن و با یک سرعت جهشی از موسیقی بی نام بختیاری یک مکتب قابل احترام ساخت.مکتبی که حالا می شود از آن حرف زد.در این میان حنجره ی بی نظیرش تنها یی یک ایل بود.در روزگاران بر باد رفته و از یاد رفته.نت ها؛ ریتم، ملودی، و.... همه در اختیار یک ایل بود.بهمن متعلق به زمانه ی من نیست .اودر هزاران سال یک ایل کوچید.گشت چرخید و های های شنید تنهایی ها دید و آمد و آمد تا به زمانه ی من رسید. او در این سالها تصمیم گرفت .همین تصمیم ما را نجات داد.وقتی مال کنون به بازار روانه شد من هفت ساله بودم . در هفت سالگی من بزرگ شدم.مثل خیلی از بچه های هم نسلم ما برای اولین بار شنیده شدیم.آیا شلیلی که بهمن می خواند همان شلیلی نیست که ما در تصورات تودرتویمان بدنبال آنیم؟ آیا این صدا ،صدای یک نفر است.و این هنر متعلق به بختیاری است یا برای همه از ده کوره های بختیاری تا تهران و پاریس و نیویورک و...............

تاراز –تهران- دوم مرداد سال هشتادوشش

------------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 2 مرداد1386 ساعت: 14:57 توسط:کابنگرو

با نظر تاراز عزیز صدرصد موافقم -هرگاه به مسائل و موضوعات معنوی با نگاه کاسبگرایانه نظر انداخته شد حاصلی جز ابتذال به بار نمی آید صدای اسطوره ای علاالدین کجا وحنجر ه های گوش خراش بی کمالان و بی جمالان امروزی کجا
سردیاریه 7و4آرونومه
پاینده ایران
پاینده بختیاری

-----------------------------------------------------------------------------

دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت: 10:42 توسط:یک بختیاری...

تاراز عزیز
با تو هم عقیده ام و هم درد. ولی از تو -که نامی به این قشنگی داری و احتمالا به دلیل تعلق خاطرت به ایل خود که نماد مهربانی و به یاد آن عزیز و استاد سفر کرده که مظهر پاکی و عشق بود انتخاب کرده ای-انتظار دارم همچون روش و منش آنها صبر پیشه کنی و مدارا و مهربانی.....همه کسانی که به هر دلیل در عرصه هنر فعالیت میکنند باید همواره مورد احترام باشند.نقد ما باید متوجه "هنر آنان" باشد نه خدای ناکرده "خود آنان".نقدی منصفانه و مشفقانه.
ای بسا "هنر نقد" خود مهمتر از "نقد هنر" باشد.من در حالی این کلمات را می نویسم که آوای "شلیل" با نوای ملکوتی آن مرد آسمانی نوازشگر گوشهایم است و بدرقه کننده اشکهایم...دریغ...من که چیزی جز صداقت پاکی مدارا مهربانی درد مندی بردباری و در یک کلام الوهیت نمی شنوم

--------------------------------------------------------------------------...

دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت: 9:53 توسط:یک بختیاری ...

دوست گرامی از اوراد گل سرخ
برای این رای و نظر شما احترام قایلم و لی چه چیزی بهتر و قشنگ تر از اینکه که هر چیزی سر جای خودش قرار بگیرد؟شخصا علاوه بر موسیقی بختیاری به موسیقی سایر نواحی ایران -بویژه کهگیلویه ای و لرستان -نیز بسیار علاقمندم و به نزدیکی و تاثیر برخی از موسیقی این نواحی به یکدیگر نیز آگاهی دارم و از شنیدن آنها هم بسیار لذت می برم .با این وجود معتقدم اگر خواهان بقا و حفظ این تنوع موسیقیایی هستیم باید هر کدام به اصالت ها و چارچوب های خود وفادار بمانند.این یک دیدگاه متعصبانه نیست بلکه از سر دلسوزی و کمی آینده نگری است که تا حدودی از بار تکنیکی و تایید اهل فن نیز برخوردار است.در نظر اهل فن بهم ریختن اصول چندان پسندیده نمی نماید و کمکی به هیچ یک از طرفین نمی کند .بلکه بتدریج باعث از بین رفتن هر دو نیز میشود.در تفاوت هاست که زیباییها متجلی میشوند نه در ترکیب ها-آنهم از نوع ناهمگون.قشنگی همه نمادهای فرهنگی بومی در تنوع و تفاوت های آنها نهفته است.موسیقی هر ناحیه معرف زبان لهجه گویش تاریخ فرهنگ و آداب و آیین ها و سمبل های فرهنگی آن ناحیه بوده است و باید باشد.تاکید بر اصالت ها و اصیل بودن نیز ناشی از تعصب و خامی و مضیق بودن دیدگاه نیست بلکه اتفاقا توجه به حفظ تفاوت ها و تنوع است.بر برتری "خود" و فروتری "دیگری" دلالت نمیکند بلکه به تداوم هم خود و هم دیگری می اندیشد. من از موسیقی محلی و بومی کهگیلویه و بویر احمدی و لری و بلوچی و کردی و عربی ناب و اصیل بیشتر لذت میبرم تا موسیقی که مختلطی از دو یا چند تای این نوع موسیقی ها باشد.من -و احتمالا هرکسی دیگر-دوست داریم لهجه بویر احمدی یا لری لرستان را ناب و با همراهی ملودی و موسیقی و حتی سازهای ویژه این نواحی و بویژه از زبان یک بویر احمدی یا یک لر-نه هرکسی از آنها_ که بتواند آنرا به درستی تلفظ کند بشنویم و لذت ببریم نه .... حفظ تفاوت ها -که مبتنی بر اصالت ها باشد-خود مقدمه شناخت توسعه آگاهی ما از یکدیگر و بقا و تداوم همه است و بهم ریختگی سر آغاز سردرگمی و فناست. موفق باشید و پاینده.

---------------------------------------------------------------------------

وشنبه 1 مرداد1386 ساعت: 0:29 توسط:mehrdad

salaam doostan bakhtiari vaalaaghemand be bfarhang bakhtiari
az mobaheseh chand rooz akhiretan lezzat bordim.in doost besyar aziz!!ke khod ra az tabar kohgilooye moarefi mikonad bayad bedanad ke i weblog hamantor ke az namash peydast dar haal bishtar neshan dadan moosighi bakhtiari ast va hamantor ke az sohbat haye modir an fahmidim khod niz yek bakhtiari ast agar shoma alaaghemand be goosh dadan moosighi zibzye nahieh khod hastid weblogi be haman nam tasis benamaeed hatman ma ham sari be anja khahim zad.ekhtelat moosighi bakhtiari ba navahi digar ebtezal ast mesl inke shoma moosighi farsi ra ba amrikaee ghati konid aslan maskhareh ast.
mored badi inke behtar ast az ghol mardom chizi nagooeem fekr nemikonam afrad ziadi dar bakhtiari hata az asar avalieh ostad!!!malek masoodi va anhaee ke shomaha gofteed esteghbaal kardeh bashand maal kanoon che ma bekhaahim va che nakhaheem baad az21 saal az enteshar an hanooz por forooshtarin album dar zamineh moosighi bakhtiari ast(be estenaad nasheran asar bakhtiari va gheireh).
agar vaghe binaneh negah konim be gheir az ostad mosalam moosighi bakhtiari ravanshad bahman alaeddin hichkodam az be estelah khanandeh haye moosighi bakhtiari dar zendeh kardan kalamat asil va hatta faramoosh shodeh bakhtiari sa'i va talaashi nakardeh and .
jaleb tavajjoh doost azizeman!!!! bayad eshareh konam anha hatta tavanaee khandan ash'aar folklor(vloklyric) nadarand chera ke hatta dar in bakhsh ham fa'aliati nadashtand.
hamantor ke "bakhtiari asil..." va "taaaraaz" goftand jaar zadan dar moosighi bakhtiari ke che arz dar baghie navahi iran ham jaee nadarad va aslan naam an moosighi nist.....

------------------------------------------------------------------------------

یکشنبه 31 تیر1386 ساعت: 21:52      توسط:تاراز

سلام
موسیقی ترکیبی آن هم از دو قوم (بختیاری و بویراحمدی) صیغه ی مزخرفی است که دوستان بسیار بد صدایمان صرفا به خاطر فروش احمقانه در چند بقالی بیشتر, ارائه کرده اند. از آنجایی که نابودی فرهنگ و اصالت هر قوم کهن این روزها به صورت یک مد مبتذل در میان روشنفکران(دهکده ی جهانی) به صورت یک فرضیه دست چندم ارائه می شود . تلویزیون رادیو روزنامه هم همراهی زیرکانه ای برای گله ای کردن می کنند.از این رو هنرمندی که نام یک ایل بزرگ را روی کتاب یا نوار یا هر چیز دیگر حک می کند باید کمی باهوشتر عمل کند.چند وقت پیش یکی از دوستان کتابی برایم پست کرد و از من خواست نقدی بر آن بنویسم .متنی پر واضح نوشتم.بسیار دلخور شد که من با این جمله آغاز کردم که تبر در دست تو بود ؟
من بسیار رنج می برم وقتی نوارهای بعضی از دوستان را گوش می کنم.نه از ارزش موسیقیایی حرف نمی زنم . از سر در آوردن خری از آخور پسین می گویم. من به حداقل کلمه قانع ام عمو آخه این لهجه که تو جار میزنی کجاییه؟ من سالها از دیار خویش دور شده ام و اگر بهمن علاالدین نبود شاید الان بیاد نمی آوردم کی بودم و مادرم به کدام آوا کوه را صدا می زد.
جنابان بزرگوار
!
من بخاطر حرفه ام آرشیو کاملی از موسیقی فولکلور تمام اقوام ایرانی دارم.بدون تعصب از بهتر یا بدتر بودن , موسیقی بختیاری را یکی از دلنشین ترین موسیقی ها یافتم.من آدم های بسیاری را دیدم که تا می گفتی بختیاری از مال کنون مسعود بختیاری طوری حرف می زدند که انکار یگانه کاستی بوده که تا کنون شنیده اند. کجایی بهمن جان؟

حیف که ما هم تبار تو هستیم.ما کی ترا می شنویم؟ وقتی ترکها و کردها با هزاران بهانه توی تلویزیون و روزنامه از صلابت موسیقی شان حرف می زنند ما هنوز دنبال گله ای بودیم که پدر بزرگمان را پیر کرد. من بجز استاد علاالدین خواننده ی بختیاری- به معنی واقعی بختیاری- نمی شناسم. کاش این شیپورچی ها یا سواد موسیقی شان را به اندازه ی یک دخترک 5 ساله کلاس های موسیقی برسانند یا حداقل با لهجه ی بختیاری بخوانند.من انتظار یک ارکستر هماهنگ با ریتم و تنظیم عالی ندارم حداقل بختیاری بخوانید.
حیف و صد حیف که دیگر تمام شد بهمن بسیار تنها بود
.
باید برای نسلهای بعد تسلیتی طولانی بنویسیم

------------------------------------------------------------------------

یکشنبه 31 تیر1386 ساعت: 10:5 توسط:یک بختیاری...

باسلام و احترام
از زحمات شما واقعا سپاسگزارم.در نگارش متن ترانه "بهیگ" و همچنین "گرمسیر" از آثار جاودانه استاد مسعود بختیاری اشتباهاتی وجود دارد که در صورت امکان و به همان ترتیبی که جناب استاد بکار گرفته اند اصلاح بفرمایید
.
در متن ترانه بهیگ
:
1-
بجای حرف "و" در عبارات .. "و سر چادر سبید" ...."وشونس"....."وچاله".... "وچوپی"... و ..."چو و " باید از کلمه "به" استفاده شود
.
2-
بجای حرف "ق" در عبارت " جقلیل " باید حرف "غ" استفاده شود." جغلیل" دقیق تر است
.
3- "
دوالالی" باید به "دوالاهی" تبدیل شود. .دوالاهی در واقع نام یکی از چند گونه ترانه های شادی بسیار قدیمی است که در مراسم عروسی بختیاری ها و در وصف داماد (دووا) سروده میشده است
.

در متن ترانه "گرمسیر" نیز چند اشتباه وجود دارد
.
1-
بجای ..."تیر و ره"... باید ..."تی به ره".. نوشته شود
.
2-
در همان مصرع کلمه ..."که" ...اضافه میباشد
.
3-
بجای ..."صب"... "صو"... درست است
.
4-
بجای ..."و دینه"...."به دینه"... درست میباشد
.
5-
بجای ...."هیمه".... باید... "هیوه".... استفاده شود
.
6-
بجای ...."خایم"....باید..."قایم"...بکار گرفته شود
.
7-
بجای..."بایم"...در مصرع اول بیت آخر..."باین
"...
8-
بجای...."و ساز"....باید... "به ساز"...نوشته شود
.
سپاسگزارم
.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شنبه 30 تیر1386 ساعت: 11:39 توسط:یک بختیاری اصیل و آگاه به فرهنگ بختیاری

مهرزاد عزیز
گذری بود و نظری ....غرض اشاره ای بود و نه کنایه ای...مراد تحلیل بود نه خدای ناکرده تخریب...به علاقه و شوق ات به ایل و فرهنگ آن احترام میگذارم ....علاقمند بودم بدون وارد شدن به مصادیق -که می دانم بحث انگیز است-به این گفتگو در یک فضای صرفا نظری ادامه بدم ...راجع به اصالت ها راجع به عناوین و ...راجع به رسالت و نقش اهل فرهنگ و بویژه اصحاب رسانه در تفکیک و ترتیب و توسعه و تثبیت جایگا ه پدیده های فرهنگی و هنری و ارزش ها و ...همچنین نمود واقعی آیین ها و آداب و همه اجزا فرهنگی و بخصوص حفظ اصالت لهجه...ایلی...و در نهایت -اگر اعتقاد داریم روند ی که وجود دارد از برخی جهات درست و دقیق نیست- کمک به تعدیل و اصلاح آن و...برای همه کسانی که به هرشیوه ای آگاهانه سعی در حفظ و احیا و ترویج الگوها ایین ها نمادها ارزش ها سمبل ها ی فرهنگی این ایل دارند ارزوی توفیق دارم و امیدوارم این تلاش آنها منجر به تحقق این اهداف و خدای ناکرده ناخواسته باعث تحریف و تغییر و ...آنها نگردد. از شما اهل رسانه هم این این انتظار هست با هوشیاری هر پدیده ای-اعم از اثر یا سازنده اثر- را هرچند هم که مهم و ...باشد در جای خود قرارداده و با توجه استاندارد ها-هر چند قومی- به آن بپردازید.ضمنا بنده اگرچه نه در سطح تخصصی بلکه در سطحی عمومی صاحب دانش و شناختی -البته بسیار ناچیز-فرهنگی و هنری هستم ولی معتقدم برای ارایه مشاوره ای -بویژه در سطح رسانه ای- به نظر باید از وجود متخصصان -که کم هم نیستند-کمک گرفت. هر چند بنا به تعلقات شخصی و ایلی مواظب هستم اگر لازم شد نقطه نظراتم را -البته بیشتر منتقدانه و البته منصفانه -درخصوص فعالیت شما و دیگر مسایل مطرح کنم. موفق و سربلند باشید و از توجه شما وسایر دوستان صمیمانه سپاسگزارم.

-----------------------------------------------------------------------------

پنجشنبه 28 تیر1386 ساعت: 13:32 توسط: مهرزاد

سلام دوست بختیاری و اصیل و...
هر کدام از این آلبوم ها 1 بار در صدر وبلاگ بودند و با گذاشتن مطلب جدید یک مرحله به پایین تر کشیده می شوند و بنده کار را با آلبوم های استاد مسعود بختیاری آغاز کردم و با ستاره هایی که کنار موضوع آلبوم ها گذاشتم ارزش آنها را مشخص کردم و اولویت بندی کردم و اگر همه منظورتان آلبوم شور گل باشه و استاد ملک مسعودی باشه باید بگم که بنده آقای ملک مسعودی را استاد خطاب کردم چون معتقدم آقای ملک مسعود برای موسیقی محلی بختیاری زحمت زیادی کشیدند و آثار زیادی از خود به جا گذاشتند و شایسته هست کلمه استاد را بعد از مسعود بختیاری برای ملک محمد مسعودی هم بکار برد و از اصلالتش خبر ندارم که حتما بختیاری باشه یا نباشه ولی میدونم که متولد بروجن هستند و برای موسیقی بختیاری زحمت کشیدند واز محضر استادانی نظیر علی خان ساغری وحسن کسایی .استاد نعمت ستوده استاد اسماعیل مهرتاش کسب موسیقی کردند ."گفتید آیا به نظر شما آثار و افرادی که در رسانه ها حضور دارند نمایندگان هنر اصیل بختیاری هستند؟ و...." از نظر اکثر کسانی که در اون لحظه تصویر یک بختیاری را با لهجه و زبان و گویش بختیاری و یا آواز در رسانه ها می بینند این گونه است و اون لحظه موضوع بختیاریها هستند و اون بختیاری برای اکثر بیننده ها نماینده بختیاریها حساب میشه و بعضی وقتا خودمم از دیدن یک بختیاری در یک رسانه ناراحت شدم و برای بختیاریها نه تنها کسب وجه نکرد بلکه تصویر دیگری از ما به آنها نشان داد اما فکر کنم بیشتر باید شرکتهایی مثل آوای سپهر و گلبانگ و... که با رسانه ها سر کار دارند و در زمینه ساخت و انتشار آلبومها کار می کنند به این موضوع بپردازند واگر در خوزستان باشید مشاهده میکنید که تلویزیون استانی بیشتر دسته همشهریای عرب هست و قوم بختیاری با این همه جمعیت در خوزستان یک برنامه درست حسابی نداره

در مورد استاد مسعود بختیاری هر چیزی گفتید درست بود و به همین دلایل که گفتید هست که در خارج از کشور کسانی مثل شهریار قمبری و یا خانم شکیلا آثار استاد را کپی میکنند و از آنها برای خود استفاده میکنند بدون اینکه اسمی از استاد آورده باشند

اما بنده دلیل اینکه از آلبوم شور گل استفاده کردم را قبلا گفتم و جواب نظر قبلی شما را دادم و دوباره میگم ، بنده سواد موسیقی ندارم و شما اگه بیشتر از ما اطلاعات دارید و آثار و خواننده های اصیل و غیر اصیل را به خوبی میتونید از هم تشخیص بدین بنده خوشحال میشم و دست شما را هم میبوسم که این به من هم یاد بدین و خیلی ممنون میشم از شما که اسم آثار غیر بختیاری که به اصالت و فرهنگ ما لطمه زدند و ما در این وبلاگ گذاشتیم را به ما بگید البته با دلیل منطقی . موفق باشید

----------------------------------------------------------------------------------------------

چهارشنبه 27 تیر1386 ساعت: 10:43 توسط:یک بختیاری اصیل و آگاه به فرهنگ بختیاری

دوست من از اورادگل سرخ
بحث فعلی این نیست که چرا "بازار موسیقی .." و یا روی سخن با "محتوا و درونمایه .." نیست.هر چند که این مباحث بسیار مهم و باید آسیب شناسی و بررسی شوند ولی روی سخن اخیر با اصحاب رسانه و بویژه مسئول محترم این وب سایت ارزشمند است که بعنوان یک علاقمند قصد خدمت به این قوم عزیز دارند ولی ذیل عنوان ممتاز "موسیقی بختیاری" بعضا در اعطای عناوین و ترتیب آثار "اصیل" و "غیر اصیل " قوم کم دقتی و یا در تشخیص اولویتها و تبلیغ آثار توجه لازم را ندارند... و به همین دلایل هم شما شاهد هستید افرادی که -علیرغم احترام بسیار به آنها- اصالتا بختیاری نیستند و یا حتی لهجه بختیاری هم ندارند و یا آثاری که عمدتا مبتنی بر اصالت های بختیاری نیستند تحت عناوینی مانند "استاد" و "ممتاز" در رسانه ها ومحافل معرفی میشوند.آیا به نظر شما آثار و افرادی که در رسانه ها حضور دارند نمایندگان هنر اصیل بختیاری هستند؟آیا حضور و معرفی این افراد یا این آثار با عناوین فوق و بعنوان نمایندگان هنر موسیقی این قوم باعث ارایه تصویری نادرست به دیگر اقوام و دور شدن تدریجی هم تباران از اصالتهای قومی خود نمی شود؟نقش رسانه های بختیاری و مناطق بختیاری نشین در ایجاد این وضعیت چقدر بوده است؟آیا تا به حال کسی از / یا در این رسانه ها در کنار انتشار اینگونه آثار یا افراد نقدی یا انتقادی هم ارایه کرده باشد؟وقتی یک رسانه بختیاری و اتفاقا با عنوان "موسیقی بختیاری" در صدر فهرست خود تصاویر و آثار غیر بختیاری را به هر دلیل منتشر میکند چه انتظاری از سایر رسانه ها و رادیو و تلویزیون دارید تا در ارایه آثار اصیل و معرفی اساتید واقعی هنر این قوم دقت به خرج دهند ؟ مسعود بختیاری تا از این دنیا رخت بر نبست جایگاه واقعی اش بر ایل و تبار و رسانه های قوم خود عیان نشد.چرا؟آیا جز اینگونه بی توجهی ها اهل فرهنگ و رسانه بوده است؟ لازم است خدمت شما عرض کنم با وجود همه اطلاع رسانی و پوششی که توسط رسانه های محلی از درگذشت آن هنرمند ممتاز و اصیل و ستاره درخشان بختیاری شد اما بعلت وجودآثار بی دقتی ها ی گذشته رسانه ای هنوز اسم و تصویر و آثار ایشان نزد دیگر رسانه ها ناشناخته باقی مانده یا اشتباه بکار میرود . دوست عزیز در این زمینه مصداق از اینها واضح تر هم مگر هست؟ ....

------------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 26 تیر1386 ساعت: 23:45 توسط:از اوراد گل سرخ

خدمت آقای بختیاری اصیل :
اینکه بازار موسیقی نسبتا از آثار کم مایه پر شده حرفی نیست . این مساله مبتلا به اغلب آثار موسیقی نواحی است اما روی سخن شما به محتوا و درونمایه فرهنگ و اشعار است . مگر موسیقی بختیاری چند شاعر مانند داراب افسر بختیاری دارد .به هر حال آنچه موجود است با همه نقص و کاستی اش خیر الموجودین است
.
گر نشانی مختصر داری بگو

ضمنا خوب است که موردی و مصداقی بحث کنید و از کلی گویی بپر هیزید .اینطوری بهتر می توان قضاوت کرد .

------------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 26 تیر1386 ساعت: 12:4 توسط:یک بختیاری اصیل و...

دوست ارجمند؛همتباران عزیز
1- اینکه فرد یا افرادی -جالب این است که برخی حتی بختیاری هم ممکنه نباشند-آگاهانه و یا ناآگاهانه دست به انتشار آثاری با عنوان "بختیاری" ،ولی بدون رعایت مضامین ،محتوا،اصالت،و حتی ساده ترین تکنیک هاو اصول بدیهی فرهنگ،شعر، لهجه وموسیقی بختیاری می زنند و طنز آمیز تر اینکه در صدا وسیما و دیگر رسانه ها نیز بعنوان استاد ! یا نماینده هنری ایل بختیاری حضور پیدا میکنند و یا ممکن است به یمن و مدد امکان حضور در صدا و سیما و ارایه چند اثر مورد پسند این رسانه و یا باز خوانی یک یا چند ترانه عامه پسند به شهرت - نه محبوبیتی- هم دست پیدا کرده اند،هیچ کدام دلیلی نمیشود که ما بعنوان کسانی که اندک اطلاعی ،حتی نه تخصصی، به فرهنگ ،لهجه و موسیقی و ادبیات و....ایل خو د داریم و بویژه شما که دست اندرکار رسانه هستید، ،بدون توجه و دقت دست به انتشار ،ترویج و یا تبلیغ اینگونه اشخاص یا آثار بزنیم.حتی اگر هم به هر دلیل چنین ضرورتی وجود داشته باشد، نه تنها باید اینگونه موارد را در مرتبه و سطح خو د -به نحوی که شان و رتبه ی اشخاص و آثار اصیل بختیاری نسبت به آنها رعایت شود و جایگاه افراد و آثار دارای اصالت و غیر آن با هم عوض نشود-مطرح کرد ،بلکه باید با نقد وانتقاد سازنده خود همراه کرد تا هرکسی به خود اجازه ندهد هر اثری را به نام بختیاری منتشر کند و یا خود را در هر رسانه و جایی به عنوان نماینده این ایل معرفی کند. فراموش نشود رسالت واقعی ما حفظ اصالت های ایلمان هست ،نه صرفا نشر و تبلیغ اشخاص و آثار.باز هم خواهم گفت.

ادامه...

2- خواسته بودید "ترانه یا آلبومهایی را که به شعر و موسیقی و لهجه بختیاری آسیب میزنند را با ذکر دلایل و استدلال کافی معرفی کنم تا... ".همتبار عزیز موسیقی بختیاری و لهجه این قوم خوشبختانه آنچنان شناخته شده و گویا و واضح است که بنده را ارایه هرگونه استدلال و دلیل بی نیاز میکند.هر چند اگر ضررورت اقتضا کند باید در بحث کارشناسی به این موارد به نحوی تخصصی پرداخت ولی واقعا چه دلیلی مستدل تر از یکبار شنیدن اینگونه ترانه ها و آوازها و مقایسه آن با لهجه و اصطلاحات و وازگان و ملودیها و مقام ها و گوشه ها ی موسیقی این قوم است تا مشخص شود هر ترانه و شعر و لهجه خواننده به چه میزان از اصالت برخوردار است.باز هم خواهم گفت

-----------------------------------------------------------------------------

سه شنبه 26 تیر1386 ساعت: 1:59 توسط:از اوراد گل سرخ

در خصوص شور گل باید بگویم هر چند این کار استاد ملک مسعودی مانند کارهای مندیر یا گل باوینه یا سوز دل در اوج نیست اما از جهت ارایه کاری متفاوت و با کیفیت در موسیقی مهجور کهگیلویه و بویر احمد و فضل تقدم در این عرصه کاری در خور و شایسته است .
از لحاظ تنوع فضا و لحن نیز اثری رنگارنگ و متنوع است .هرچند آواز یار یار را با اندکی دخل و تصرف و انحراف از سبک معیار این آواز در این منطقه اجرا کرد ه اند
.
امید وارم کار های دیگر استاد را هم برای دانلود آماده کنید .از آلبوم زیبای دز پارت هم غافل نباشید که کار زیبایی است .

در خصوص یادداشت دوست عزیزی که خود را بختیاری اصیل ! معرفی کرده اند باید بگویم درست است که آلبوم شور گل مربوط به موسیقی کهگیلویه است اما لهجه ارایه شده در اثر به جز موارد اندکی تماما از لهجه بختیاری متاثر است .ضمن آنکه لهجه رایج کهگیلویه اختلاف اساسی -آنچنانکه لهجه خرم آبادی دارد - با بختیاری ها ندارد .در ارایه کار های موسیقایی توجه اصلی معطوف به ملودی و ریتم است که البته زبان موسیقی حد و مرز نمی شناسد .
ادامه مطلب...

جالب است بدانید تنها بختیاری های اصیلی ! مانند ایشان نیستند که شنونده مو سیقی بختیاری هستند .بلکه مردمان با فرهنگ استان های کهگیلویه و بویر احمد و همچنین بخشی از خوزستان و حتی لرستان از شنوندگان جدی این موسیقی اند .من با وجودی که متعلق به استان کهگیلویه هستم اما هیچ اثر موسیقایی بختیاری نیست که در دسترس باشد و نشنیده باشم .و هیچ مشکلی هم در فهم لهجه آنها ندارم .
دوست عزیز ! بهتر است تعصب و خامی را کنار بگذارید و با دیدی وسیعتر به مسایل فرهنگی دقت کنید .آیا فکر نمی کنید در عصری که موسیقی دم از تلفیق فرهنگهای جهانی می زند چسبیدن به مسائل کم اهمیتی مثل اصالت مقداری تامل بر انگیز باشد ؟

مگر موسیقی بختیاری از موسیقی نواحی دیگر متاثر نشده است ؟ تمام نواحی حاشیه زاگرس دارای اشتراکات فرهنگی هستند و با آداب و رسوم و فرهنگ یکدیگر آشنایی و حتی همدلی دارند . اگر شما آلبوم کوهسار از ساخته های استاد علی اکبرشکارچی - نابغه موسیقی لرستان و ایران - را شنیده باشید مطمئنا خواهید گفت که این اثر بختیاری نیست .بدلیل آنکه لهجه استاد کاملا لری خرم آبادی است .
قطعه برزگری این آلبوم را بشنوید تا ببینید چه می گویم .اما چه کسی تا کنون گفته این موسیقی بختیاری نیست ؟ حتی از خیلی کارهای بختیاری که ادعای اصالت می کنند بختیاری تر است .کدام کار ارکسترال بختیاری را می شناسید که از آن قوی تر باشد ؟

لابد کارهای آقای اسد پور را هم به جرم تلفیق با موسیقی بویراحمد بیگانه و التقاطی و فاقد اصالت می دانید .! اما برخلاف نظر شما موسیقی و لهجه این دو استان خصوصا در بخش گرمسیر آن از فرط شباهت به یکسانی و همسانی گرایش دارند .

بگذارید گوش شما از نغمه های آنسوی کوه و کتل های بختیاری عزیز آوازهای برادران کوچکتر تان را که دل در گرو این موسیقی و فرهنگ دارند ، نوازش دهد
.

با پوزش از طولانی شدن مطلب
.

عاشقی از دیار لرون

----------------------------------------------------------------------------

مهرزاد : سلام دوست عزیز و اصیل و آگاه به فرهنگ بختیاری ، ممنون از توجهی که به محتوای وبلاگ دارید و نظر خودتون را ارائه دادید . نظرات شما بسیار محترم و درسته ، مسعود بختیاری یک نعمت بزرگ بود برای بختیاریها همانند فردوسی که وجودش باعث شد ایرانیا اصالت خود را فراموش نکنند ، شما درست فرمودید متاسفانه بعضی نا آگاهانه و یا برای اینکه آلبوم فروش بیشتری داشته باشه یا اینکه غیر از بختیاری ها دیگران هم آلبوم را بشنون به صورت های مختلف به موسیقی بختیاری لطمه میزنند و شاید هم به نظر خودشون میخوان سبک جدید درست کنند و یا با مخلوت کردن چند موسیقی یک نوآوردی در موسیقی بختیاری داشته باشند که به نظر بنده باعث لطمه زدن به موسیقی بختیاری می شود . اگه منظور شما آلبوم شور گل باشه که بختیاری نیست باید بگم که درسته آلبوم مربوط به موسیقی کهگیلویه و بویر احمد هست و من این در جزئیات آلبوم نوشتم ولی به خاطر اینکه استاد ملک محمد مسعودی در بین بختیاری ها طرفدار زیادی داره و خیلی از بازدید کننده ها با جستجوی ترانه های ملک محمد مسعودی در گوگل وارد وبلاگ شدند و همچنین در آلبوم شور گل بختیاری هم استفاده کرده این آلبوم را در وبلاگ گذاشتیم .

بنده نه سواد موسیقی دارم نا شناخت کامل از موسیقی بختیاری تنها به خاطر اینکه بختیاری هستم و به موسیقی بختیاری علاقه مند هستم و در اینترنت لازم بود که همچین وبلاگی باشه به ساختن این وبلاگ اقدام کردم که خوشبختانه اگه آمار وبلاگ را مشاهده کنید می بینید که بازدیدهای زیادی داره و همچنین باعث شده که دوستان خوبی مثل آقای خدادادی و دیگران پیدا کنم که با هم همکاری داشته باشیم و وبلاگ را گروهی کنیم . حالا من نظرم گفتم اگه شما نظر قانع کننده ای دارید و با دلیل اسم ترانه هایی که به موسیقی و لهجه و فرهنگ بختیاری لطمه زدند که ما در وبلاگ گذاشتم را بگویید ما ممنون میشیم از شما و با کمال میل ترانه ها را از وبلاگ حذف میکنیم ویا در قسمتی دیگه میزاریم . موفق باشید

-----------------------------------------------------------------------------

دوشنبه 25 تیر1386 ساعت: 15:19 توسط:یک بختیاری اصیل و آگاه به فرهنگ بختیاری

چرا آلبوم ها و ترانه هایی که با محتوای فرهنگ و آیین و بویزه لهجه بختیاری نیستند را ذیل عنوان موسیقی بختیاری آنهم در صدر فهرست خود قرار می دهید!!؟؟اینکار شما دلیلی جز عدم توجه شما به "محتوا "ی آنچه که منتشر میشود چه میتواند باشد؟!!قرار نیست هرکسی هر چه میخواهد بخواند و بعد آنرا با عنوان مویسقی بختیاری ارایه کند و کسانی مثل شما نیز بدون توجه به این موضوع دست به تبلیغ و انتشار آن و در نهایت ضربه به شعر و موسیقی و لهجه اصیل بختیاری بزنید.

به اعتقاد من همه کسانی که قصد انتشار اثر به نام بختیاری دارند باید در اثر خود به اجزای لهجه و اصطلاحات و گوشه های موسیقی اصیل و تاریخ و فرهنگ و ادبیات بختیاری تسلط داشته باشند.همانند هنرمند با اصالت ایل مسعود بختیاری که نه تنها هیچ آسیبی به این فرهنگ و ادبیات نرساند بلکه با تحمل بسیاری از سختیها و به دور از هر گونه خواسته و بدون حضور در هیچ رسانه ای منشا خدمات بسیار بزرگی نیز به به ایل خود بوده است.

نوشته شده توسط مهرزاد | لینک ثابت | موضوع: تحلیل و بررسی |